ناظر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننگرنده، کارگزار، کارفرمانمترادفها و واژههای مرتبطکارگزار، مباشر، وکیلمتصدی، مراقبتماشاچی، تماشاگر، حاضر، شاهد، نظارهگرواژه قبلی: ناطقواژه بعدی: ناظم