ناف بریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناف بریدن . [ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) بریدن رودگانی که از خارج به ناف جنین بسته است : نوزتان مادر شش روز نباشد که بزاد نوزتان ناف نبریده و از زه نگشاد. منوچهری . با دایه ٔ عفو و سخطت خوی گرفتند چون ناف بریدند شفا را و الم را. انوری . چو نافش بریدند و روزی گسست به پستان مادر درآویخت دست . سعدی .