نافذ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(فِ) [ ع. ] (اِفا.) نفوذکننده، درگذرنده، رَسا.مترادفها و واژههای مرتبطکارگر، کاری، موثرثاقب، جاذب، گیراروانواژه قبلی: نافخواژه بعدی: نافر