نافرمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) (حامص.)<BR>۱- سرکشی، طغیان.<BR>۲- معصیت، گناه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) (حامص.) ۱- سرکشی، طغیان. ۲- معصیت، گناه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نافرمانی . [ ف َ ] (حامص مرکب ) سرکشی . طغیان . مخالفت . عدم اطاعت . (ناظم الاطباء). رهق . طنو. طنی . (منتهی الارب ). عقوق . عصیان . عتو. اباء. گردنکشی . تمرد : از حد و غایت نافرمانی درمگذر که پدیدارست اندازه ٔ نافرمانی . منوچهری . ◄ عصیان . (ربنجنی ) (منتهی الارب ). معصیت . عصیان . (سامی ). گناه : گرچه نافرمانی از حد رفت و تقصیر از حساب هرچه هستم همچنان هستم به عفو امیدوار. سعدی .
مترادف و متضاد واژهدان
تمرد، سرپیچی، سرکشی، طغیان، عصیان، گردنکشی، مخالفت، یاغیگری اثم، گناه، معصیت (متضاد: فرمانبرداری)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی