نافروختنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نافروختنی . [ ف ُ ت َ ] (ص لیاقت ) که ازدر فروش نیست . که نشایدش فروخت . که نتوانش فروخت . مقابل فروختنی . ◄ که ازدر افروختن نیست . ناافروختنی . مقابل افروختنی . رجوع به افروختنی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نافروختنی . [ ف ُ ت َ ] (ص لیاقت ) که ازدر فروش نیست . که نشایدش فروخت . که نتوانش فروخت . مقابل فروختنی . ◄ که ازدر افروختن نیست . ناافروختنی . مقابل افروختنی . رجوع به افروختنی شود.