نافق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نافق . [ ف ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از نفق . رجوع به نفق شود. ◄ رایج . (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). مقابل کاسد. (اقرب الموارد) (از المنجد). روان . (دهار). رواج . رائج . روا. ◄ فروختنی . حاضر و آماده برای فروختن . (ناظم الاطباء). ◄ اسب یا دیگر چارپاهای مرده : نفق الفرس و سائر البهایم ؛ مات، فهو نافق و هی نافقة. (معجم متن اللغة).