واژه جو

ناقیاس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناقیاس . (ص مرکب ) بی اندازه . بی حساب . بی شمار. ◄ بی کران . سخت پهناور. وسیع. که محدود و قابل تحدید نیست : ای خداوند قایم قدوس ملک تو ناقیاس و نامحسوس . سنائی .

معنی ناقیاس | واژه جو