نالایق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نالایق . [ ی ِ ] (ص مرکب ) بی لیاقت . (ناظم الاطباء). که قابلیت و لیاقت ندارد. بی عرضه . بی کفایت . ◄ ناقابل . بی ارزش .کم بها. که لایق و ارجمند و ارزنده نیست : گر به سوی ضعفایت ز تفقد نظری است جان نالایق من پیشکش مختصری است . شمس ملک آرا. ◄ بی مناسبت . بیجا. (از ناظم الاطباء) : هرچه میگوید موافق چون نبود چون تکلف نیک نالایق نمود. مولوی . ◄ ناشایسته . نادرست . نامعقول . ◄ نامستحق . ناسزاوار. (از ناظم الاطباء).