واژه جو

نام یافتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نام یافتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) شهرت یافتن . مشهور شدن . شهره گشتن . نامی شدن : نام طلب کردی و کردی به کف نام توان یافت به خلق حسن . فرخی . ◄ به وجود آمدن . هستی یافتن . پدید آمدن . موجود شدن : به نام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش، زمین آرام از او یافت . نظامی .

معنی نام یافتن | واژه جو