نامتناهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامتناهی . [ م ُ ت َ ] (ص مرکب ) بی پایان . بی انتها. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). بی پایان . ناجزانجام . بی انتها. بینهایت . (از ناظم الاطباء). بی حد. بی کران . پایان ناپذیر. بی شمار. تمام ناشدنی : حق تعالی سالهای نامتناهی او را از دولت و پادشاهی تمتع دهاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٥). کرمش نامتناهی نعمش بی پایان هیچ خواهنده از این در نرود بی مقصود. سعدی . اهلیت روایت انعام نامتناهی پادشاهی . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٢٠).
واژگان فارسی سره واژهدان
بیکرانه، بیپایان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی