واژه‌جو

نامثمر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نامثمر. [ م ُ م ِ ] (ص مرکب ) بی بار. بی حاصل . بی ثمر: امروز که باد قبول فضل راکد است و آتش غیرت اکابر خامد... ودر خدمت صناعت نامثمر. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٩).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نامثمر | واژه‌جو