نامحرمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامحرمی . [ م َ رَ ](حامص مرکب ) محرم نبودن . نامحرم بودن . بیگانه بودن .صفت نامحرم . رجوع به نامحرم و نامحرمیت شود. ◄ هتک . پرده دری . شوخ چشمی . بی حیائی : چه گویم که چون بود از این خرمی بود شرح از این بیش نامحرمی . نظامی .
واژگان فارسی سره واژهدان
بیگانگی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی