نامحلول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) حل نشدنی، غیرقابل حل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) حل نشدنی، غیرقابل حل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامحلول . [ م َ ] (ص مرکب ) حل ناشده . در آب حل نشده . ◄ (اصطلاح شیمی ) در اصطلاح شیمی، حل ناشدنی . که در آب حل نشود و ته نشین کند.
واژگان فارسی سره واژهدان
وانرفتنی، آب ناشدنی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی