نامربوط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامربوط. [ م َ ] (ص مرکب ) بی ربط. بیهوده . نامناسب . بی مناسبت . (ناظم الاطباء). که بهم ربط ندارد : چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت، گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده . (سندبادنامه ص ٨٦). - سخنان نامربوط ؛ سخنان شوریده و بی سروته . ◄ دشنام . هرزه . لایعنی . - نامربوط گفتن ؛ بی معنی و بیهوده گفتن . (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
نابسته، چرند و پرند، بیسروته
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی