نامرمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامرمد. [ م ُ م َ ] (ص مرکب ) که چشمش سالم و بی عیب است . که چشمش بی آفت است . مقابل مرمد و رمداء : مادح خورشید مداح خود است که دو چشمم سالم و نامرمد است . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامرمد. [ م ُ م َ ] (ص مرکب ) که چشمش سالم و بی عیب است . که چشمش بی آفت است . مقابل مرمد و رمداء : مادح خورشید مداح خود است که دو چشمم سالم و نامرمد است . مولوی .