نامستور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامستور. [ م َ ] (ص مرکب ) آشکار. ظاهر. هویدا. پیدا. واضح . صریح . پدیدار. غیرمستقر. ناپوشیده . لائح . ◄ عریان . لخت . برهنه .
مترادف و متضاد واژهدان
روسپی، فاحشه، هرجایی آشکار، فاش برهنه (متضاد: نجیب، پیدا، پوشیده)
واژگان فارسی سره واژهدان
ناپوشیده، برهنه، آشکار