نامشروع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقانونی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مف.) غیرقانونی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامشروع .[ م َ ] (ص مرکب ) خلاف شرع . ناروا. ممنوع . شهاد. (ناظم الاطباء). حرام . غیرقانونی : خواجه فرمود آن کار حرام و نامشروع است . (انیس الطالبین ص ٩١).
واژگان فارسی سره واژهدان
ناروا، گناه آلوده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی