نامصمم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامصمم . [ م ُ ص َم ْ م َ ] (ص مرکب ) بی تصمیم . غیرعازم . که مصمم در اجرای کاری نیست . بی اراده .
فرهنگ طیفی واژهدان
دودل، بیعزم، مردد، متزلزل، متردد، مذبذب، شکاک سرگردان، سرگشته بیزار، ترسو، هولکرده، بیتفاوت، غیرقابل اتکا، نرمشکننده، فرصتطلب