واژه جو

نامعتمدی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نامعتمدی . [ م ُ ت َ م َ ] (حامص مرکب ) بی اعتباری . قابل اعتماد نبودن . عدم امانت : خاک به نامعتمدی گشت فاش صحبت نامعتمدی گو مباش . نظامی .

معنی نامعتمدی | واژه جو