ناممکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ کِ) [ فا - ع. ] (ص.) محال، ناشدنی، نایافتنی.مترادفها و واژههای مرتبطمحال، ممتنع، نامیسور ≠ ممکنواژه قبلی: ناملایمواژه بعدی: نامه