نامه بر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامه بر. [ م َ / م ِ ب َ ] (نف مرکب ) آنکه مکتوب می برد. پیک . قاصد. (ناظم الاطباء) : دیر شد تا نامه ای از تو نیامد سوی ما گرچه چندین قاصدان نامه بر بازآمدند. کمال الدین اسماعیل . ای پیک نامه بر که خبر می بری به دوست یا لیت اگر بجای تو من بودمی رسول . سعدی . آن پیک نامه بر که رسیداز دیار دوست آورد نامه ای ز خط مشکبار دوست . حافظ. - مرغ نامه بر ؛ کبوتری که مکتوب می برد. (ناظم الاطباء) : بردند عرض حال ترا مشفقی به دوست مرغان نامه بر به سخن میرسیده اند. مشفقی . شریک دولت خود را نمی توانم دید به چشم غیرت من مرغ نامه بر تیر است . صائب . چو خواهم نامه ات بر بال مرغ نامه بر بندم نخست از رشک مرغ نامه بر را بال و پر بندم . عذری بیگدلی .