نامکرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامکرر. [ م ُ ک َرْ رَ ] (ص مرکب ) تکرارناشده . مقابل مکرر. رجوع به مکرر شود : یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامکرر. [ م ُ ک َرْ رَ ] (ص مرکب ) تکرارناشده . مقابل مکرر. رجوع به مکرر شود : یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است . حافظ.