نامی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِفا.) رشد کننده، نمو کننده.[ په. ] (ص نسب.) معروف، نامدار.مترادفها و واژههای مرتبطبنام، سرشناس، شناسا، مشهور، معروف، نامورروینده، گیاه، نبات ≠ گمنامواژه قبلی: نامویهواژه بعدی: نامی شدن