ناوارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ فا - ع. ] (ص.) ناآشنا به کار، ناشی.مترادفها و واژههای مرتبطبیجا، پرتمبتدی، ناشیبیاطلاع، ناآگاه ≠ بلد، واردواژه قبلی: ناوواژه بعدی: ناوانیدن