ناپاک سرپنجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپاک سرپنجه . [ س َ پ َ ج َ / ج ِ ] (ص مرکب ) ظالم . ستمکار. که دست تطاول به سوی دیگران دراز کند : یکی پادشه زاده در گنجه بود که دور از تو ناپاک سرپنجه بود. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپاک سرپنجه . [ س َ پ َ ج َ / ج ِ ] (ص مرکب ) ظالم . ستمکار. که دست تطاول به سوی دیگران دراز کند : یکی پادشه زاده در گنجه بود که دور از تو ناپاک سرپنجه بود. سعدی .