ناپدیدار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپدیدار کردن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معدوم کردن . نیست کردن . افناء. از بین بردن . محو و نیست و نابودن کردن : کرازاد و پرورد دارد نیاز کشد پس کند ناپدیدار باز. اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپدیدار کردن . [ پ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معدوم کردن . نیست کردن . افناء. از بین بردن . محو و نیست و نابودن کردن : کرازاد و پرورد دارد نیاز کشد پس کند ناپدیدار باز. اسدی .