ناپذیرفته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپذیرفته . [ پ َ رُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نامقبول . مردود. قبول نشده . مستجاب نشده . تصویب نشده : عذرهای دگرم هست و نگویم زین بیش ناپذیرفته بود عذر چو بسیاربود. امیرمعزی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناپذیرفته . [ پ َ رُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نامقبول . مردود. قبول نشده . مستجاب نشده . تصویب نشده : عذرهای دگرم هست و نگویم زین بیش ناپذیرفته بود عذر چو بسیاربود. امیرمعزی .