ناچار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ق.) ناگزیر، بیچاره.مترادفها و واژههای مرتبطلابد، لاعلاج، مجبور، مضطر، ملزم، ناگزیرضروراً، ضرورتاً، کرهاًبیاختیار، بیچاره، عاجز ≠ چارهدارواژه قبلی: ناپسندواژه بعدی: ناچخ