ناچخ زن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناچخ زن . [چ َ زَ ] (نف مرکب ) آنکه به ناچخ زند. (آنندراج ). آنکه با ناچخ پیکار می کند. (ناظم الاطباء) : شب تیره در صحن زنگارگون چو هندوی ناچخ زن آمدبرون . امیرخسرو (از آنندراج ). رجوع به ناچخ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناچخ زن . [چ َ زَ ] (نف مرکب ) آنکه به ناچخ زند. (آنندراج ). آنکه با ناچخ پیکار می کند. (ناظم الاطباء) : شب تیره در صحن زنگارگون چو هندوی ناچخ زن آمدبرون . امیرخسرو (از آنندراج ). رجوع به ناچخ شود.