ناژو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناژو. (اِ) ناجو. درخت صنوبر . (برهان قاطع) (آنندراج ) (از هفت قلزم ) (ناظم الاطباء). ناژ. درخت کاج . (فرهنگ نظام ) : بدخواه تو چون ناژو بیند بهراسد پندارد کان ازپی او ساخته داریست . فرخی . چو بر ناژو سرایان گشت نازو به صحرا شد گرازان گورو آهو. عبدالمجید (از آنندراج ). رجوع به ناژ شود.