ناک ده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناک ده . [ دِه ْ ] (نف مرکب ) آنکه ناک فروشد. آنکه مشک مغشوش دهد : مشک و پشکت یکی است تا تو همی ناک ده را ندانی از عطار. سنائی . کز برای نام داند مرد دنیا علم دین وز برای دام دارد ناک ده مشک تتار. سنائی . به شام ناک ده و آفتاب راه نشین به صبح آینه کردار و ماه مارافسا. مجیر بیلقانی . ناک دهان صبا و شمال به بوی فوحات هوایش نافه ٔ ازاهیر شکافته . (مرزبان نامه ). رجوع به ناک شود.