واژه جو

ناکشتنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناکشتنی . [ ک ِ ت َ ] (ص لیاقت ) غیرقابل زرع . مقابل کشتنی . رجوع به کشتنی شود.

ناکشتنی . [ ک ُ ت َ ] (ص لیاقت ) که نبایدش کشت . که نتوان کشتش . که به قتل رساندنش روا نیست . مقابل کشتنی . رجوع به کشتنی شود.

معنی ناکشتنی | واژه جو