ناگزیر
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
لابد، لاعلاج، مجبور، ملزم، مضطر، ناچار ضرورا، ضرورتا، کرها، قهرا محتوم، ضروری، لازم بیاختیار، بیچاره، عاجز
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
لابد، لاعلاج، مجبور، ملزم، مضطر، ناچار ضرورا، ضرورتا، کرها، قهرا محتوم، ضروری، لازم بیاختیار، بیچاره، عاجز