ناگهان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(گَ) (ق.) بی خبر، ناگاه.مترادفها و واژههای مرتبطبغتتاً، بناگاه، بیخبری، بیخبر، غفلتاً، غیرمترقب، فجات، ناگاه، نبهرهواژه قبلی: ناگهواژه بعدی: ناگوار