نایزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نایزه . [ زَ / زِ ] (اِ مصغر) نایژه . (ناظم الاطباء). از نای (قصب ) + یزه (صورتی از ایزه، علامت تصغیر). نایچه . نای خرد. (یادداشت مؤلف ). ◄ نی باریک مجوف که جولاهان ماشوره سازند. (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). ◄ چوب مجوف . انبانچه . محقنه . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) ◄ لوله . مبزله . نایژه . (یادداشت مؤلف ): بلبل الکوز؛ نایزه ٔ آن (کوزه ) که از آن آب میریزد. رجوع به نایزه شود. ◄ آب چکیدن . (فرهنگ اسدی ) (اوبهی ). ◄ مجازاً، اشک . (یادداشت مؤلف ) : نه از خواب و از خورد بودش مزه نه بگسست از چشم او نایزه . عنصری (از اسدی ).