نبال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبال . [ ن َ ] (ع اِمص ) نبالة. آگاهی و دانست و آمادگی جهت کاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به نبالة شود.
نبال . [ ن َب ْ با ] (ع ص ) خداوند تیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تیردار. (منتهی الارب ). صاحب تیر. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ تیرانداز. (از المنجد). ◄ تیرفروش . (مهذب الاسماء). ◄ تیرساز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سازنده ٔ تیر. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). تیرگر. (دهار) (مهذب الاسماء). ◄ با خفتان . (منتهی الارب ). ج، نَبّالة.
نبال . [ ن ِ ] (ع اِ) نبلة. نبلاء. (معجم متن اللغة). ج ِ نبیل و نبل . رجوع به نبیل شود. ◄ ج ِ نبلة. (معجم متن اللغة). رجوع به نبلة شود.