نبا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبا. [ ن َ با ] (اِخ ) مصحف نباء در بیت زیر مقصود قرآن است بنابر قول بعضی مفسران که گویند مقصوداز نباء عظیم در سوره ٔ نباء، قرآن است : نور از آن ماه باشد وین ضیا آن ِ خورشید این فروخوان از نبا. مولوی . ◄ (از ع، اِ) نباء. خبر. گفتار : زآنکه قدر مستمع آمد نبا بر قد خواجه بُرَد درزی قبا. مولوی .
نبا. [ ن َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محفوظ قرشی دمشقی، معروف به ابن الحورانی و مکنی به ابوالبیان . ادیب لغوی و شاعر و فقیه و صوفی قرن ششم هجری است . وی از ملازمان ارسلان دمشقی صوفی معروف بود. طریقه ٔ بیانیه را بدو منسوب میدارند. از آثار اوست : منظومة فی الصاد و الضاد. وی به سال ٥٥١ هَ . ق .در دمشق وفات یافت . (از معجم المؤلفین ج ١٣ ص ٧٥).