نبث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبث . [ ن َ ] (ع مص ) کاویدن زمین به دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ). حفر و نبش کردن با دست . (از معجم متن اللغة). ◄ کاویدن و برآوردن خاک از چاه . (از اقرب الموارد). کندن چاه و برآوردن خاک آن . (از المنجد). ◄ بیرون آوردن خاک از چاه و غیر آن . (از المنجد): نبث التراب ؛ خارج کرد آن را از نهر یا از چاه . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). چاه پاک کردن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ◄ واکردن چیزی پنهان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از المنجد). ◄ جستجو. تجسس : نبث عن الامر؛ بحث . (معجم متن اللغة). بحث عنه، و هو مستعار من نبث البئر. (اقرب الموارد). گویند: فلان ینبث عن عیوب الناس ؛ یظهرها؛ برملا می کند آن را. (از المنجد). ◄ خشم گرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غضب کردن . (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ تره برکندن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
نبث . [ ن َ ب َ ] (ع اِ) نشان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اثر. (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ جای پا. رد پا. اثر الحفر. (معجم متن اللغة): مارأیت منه عیناً و نبثاً؛ مارأیت له عیناً و لا اثراً. (اقرب الموارد). ج، انباث . ◄ خشم و قهر. (ناظم الاطباء). رجوع به نَبْث شود.