نبد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبد. [ ن َ ب َ ] (ع مص ) نَبْد. رجوع به نَبْد شود.
نبد. [ ن َ ] (ع مص ) ساکن و راکد شدن . (از معجم متن اللغة): نَبَدَنَبَداً او نَبْداً؛ سکن و رکد. (معجم متن اللغة).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبد. [ ن َ ب َ ] (ع مص ) نَبْد. رجوع به نَبْد شود.
نبد. [ ن َ ] (ع مص ) ساکن و راکد شدن . (از معجم متن اللغة): نَبَدَنَبَداً او نَبْداً؛ سکن و رکد. (معجم متن اللغة).