نبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبط. [ ن َ ] (اِخ ) رودباری است در ناحیه ٔ مدینه نزدیک حوراء که در آن معدن سنگ برام است . (منتهی الارب ).
نبط.[ ن ُب ْ ب َ ] (ع ص، اِ) ج ِ انبط، بمعنی گوسفندی که پهلوها و شکمش سپید است . رجوع به نبطاء و انبط شود.
نبط. [ ن َ ] (ع مص ) برآمدن آب از چاه و زمین . نبوط. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). نبع. (معجم متن اللغة) (از المنجد). ◄ بسیار شدن آب چاه . (معجم متن اللغة). ◄ برآوردن آب چاه . (منتهی الارب ). خارج کردن آب از چاه . (از معجم متن اللغة) (از المنجد): نبط البئر نبطاً؛ استخرج مأها (المنجد)؛ برآورد آب آن را.(منتهی الارب ). ◄ ظاهر کردن چیزی سپس ِ پنهان بودنش : نبط الشی ٔ؛ اظهره بعد خفاء. (المنجد). ◄ نشر و ظاهر کردن دانش را. (معجم متن اللغة). ◄ (اِ) موت . (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). ان النبط قد اتی علینا. (اقرب الموارد).