واژه جو

نجادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نجادی . [ ن ِ ] (اِخ ) از این شاعر محمدبن عمر رادویانی مؤلف ترجمان البلاغه درفصل «تفریق و تقسیم » (چ آتش ص ٧٢) بیتی آورده است : نیست به خوبی رخانْت ماه ازیراک ماه به گرد رخت همیشه بتابد. و جز این از حال و آثار او اطلاعی به دست نیفتاد.

معنی نجادی | واژه جو