واژه جو

نجاز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نجاز. [ ن َ ] (ع مص ) نجز. انجاز. (المنجد). روا کردن حاجت . قضای حاجت . رجوع به نجز شود.

معنی نجاز | واژه جو