واژه جو

نجبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نجبی . [ ن َ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به نجب . ◄ سقاء نجبی ؛ مشک پیراسته به پوست درخت یا به پوست تنه ٔ طلح . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشک دباغی شده با نجب یا با پوست تنه ٔ طلح . (از اقرب الموارد).

معنی نجبی | واژه جو