واژه جو

نخرازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نخرازی . [ ن ُ ] (حامص ) (از: نخراز + َی، پسوند حاصل مصدر، اسم معنی ) پیشروی بز بر سر گله و رمه . مانند نخرازعمل کردن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : شیر سهم تو برفکنده به کوه گرگ و قصاب را به نخرازی . ابوالفرج رونی (حاشیه ٔبرهان قاطع از رشیدی و انجمن آرا).

معنی نخرازی | واژه جو