نخراشیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ خَ دِ) (ص مف.) (عا.) ۱- کنایه از: بدشکل، ناهموار. ۲- خشن، بی ادب.مترادفها و واژههای مرتبطبیادب، خشنناصاف، ناهموارواژه قبلی: نخرازواژه بعدی: نخری