نخکله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ کَ لَ) (اِ.) گردویی که پوست سخت داشته باشد. ۲- کنایه از: آدم بی شرم و پررو.واژه قبلی: نخچیروانواژه بعدی: نخیز