ندل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندل . [ ن ُ دُ ] (ع اِ) خادمان مهمانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خدمتکاران مهمانی . (ناظم الاطباء). خدمه ٔ دعوت و ضیافت . (از اقرب الموارد) (از المنجد).
ندل . [ ن َ دَ ] (ع مص ) ریمناک گردیدن دست کسی . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). چرکین گردیدن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ (اِ) چرک . ریم . (ناظم الاطباء).
ندل . [ ن َ ] (ع اِ) ریم . چرک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). وسخ . (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ ندل الثعالب ؛ چالاکی . شتابی . سرعت . زودی . (ناظم الاطباء). رجوع به معنی بعدی شود. ◄ (مص ) ربودن . (تاج المصادر بیهقی ). ربودن به سرعت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ربودن چیزی را. (ناظم الاطباء). جذب کردن و ربودن و به سرعت ربودن چیزی را: فَنَدْلاً زُرَیق المال ندل َالثعالب . (از اقرب الموارد). ◄ از جایی به جایی بردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نقل کردن چیزی را. (از اقرب الموارد) (از المنجد). فراوابردن . (تاج المصادربیهقی ). ◄ از چاه بیرون آوردن دلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد). دلو از چاه برآوردن و جز آن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ به کف دست برداشتن و گرفتن نان از سفره یا خرما از ظرف . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء)... و خوردن آن را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ ریخ زدن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ریغ زدن . (ناظم الاطباء).