ندی تبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندی تبیر. [ ن َ ت ُ ] (اِخ ) نام مردی که پس از تصرف بابل به دست داریوش، در آنجا قیام کرد و به پادشاهی بابل رسید و سرانجام در جنگ با داریوش کشته شد. داریوش در بند ١٦ ستون اول کتیبه ٔ بیستون گوید: «بعد یک مرد بابلی، ندی تبیر (این اسم را بعضی نی دین توبل خوانده اند) پسر «آئی نیری » در بابل بر من خروج کرد و گفت : من بخت النصر پسر نبونیدم . تمام اهل بابل به طرف او رفته از من برگشتند. او سلطنت بابل را تصرف کرد». و در بند ١٨ همان ستون و همان کتیبه چنین است : «پس از آن من به طرف بابل رفتم به قصد ندی تبیر که خود را بخت النصر می نامید. قشون او در دجله بود، آن طرف دجله را نگاه میداشت و کشتی هائی داشت . من لشکر خود را دو قسمت کرده قسمتی را بر شترها و قسمتی را بر اسبها سوار کردم . اهورمزدامرا کمک کرد. به اراده ٔ اهورمزد از دجله گذشتم و بالشکر ندی تبیر جنگ کرده آن را شکست دادم، ٢٦ ماه آئریادی بود که این جنگ روی داد». و در بند ١٩ گوید: «پس از آن من به طرف بابل رفتم . هنوز بدانجا نرسیده بودم که در محلی موسوم به زازانه در ساحل فرات ندی تبیر، که خود را بخت النصر می نامید با قشون خود به جنگ آمد. جنگ کردیم و اهورمزد یاری خود را به من اعطاء کرد.به اراده ٔ اهورمزد لشکری را که فرمانده آن ندی تبیر بود شکست فاحشی دادم . دشمن خود را در آب انداخت، آب آن را برد، روز دوم ماه انامک بود که این جنگ روی داد». و در بند اول ستون دوم گوید: «از آنجا ندی تبیر با کمی سوار، که نسبت به او باوفا بود به بابل رفت . فوراً بابل را محاصره کرده به اراده ٔ اهورمزد آن را تسخیر کردم و این ندی تبیر را گرفتم . پس از آن او را در بابل کشتم ». (از تاریخ ایران باستان صص ٥٣٩-٥٤٠).