ندید بدید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ بَ) (ص مر.) تازه به دوران رسیده، بی اصل و نسب.مترادفها و واژههای مرتبطتازهبهدورانرسیده، نودولت، نوکیسهواژه قبلی: ندیدواژه بعدی: ندیده