ندیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ) [ ع. ] (ص.) ۱- حریف شراب. ۲- همنشین، همدم. ج. ندماء.مترادفها و واژههای مرتبطدمساز، قرین، محشور، مشار، مصاحب، مقرب، همدم، همراه، همصحبت، همنشینواژه قبلی: ندیدهواژه بعدی: ندیمه